پا به دنياي فرشته ها بذار

 

این ترانه رو محسن یگانه با نام نشونی خونده در اجرا بعضی حذف واضافه ها داشت اما اصل ترانه همینه مثلا بند  وارث نجیب زخمای درشت   طاقت دلای پر پر نداری    سرتو رو شونه های من بذار    وقتی عاشقی و سنگر نداری جایگزین بند چهارم شد به خاطرآهنگ  اما من به اصل شعربیشتر اعتقاد دارم  دو بند اول را محسن نخوند به خاطر تغییر ریتم خلاصه ترانه شعر رو شهید می کنه. این شعر به بازمانده های جنگ تقدیم شده فرشته های بی نشون که تا سرفه های ممتدشونو نشنوی نمیفهمی شیمیایی شدن تا زمین نخورن نمی فهمی پای مصنوعی دارن ...اونا از دنیای فرشته ها جا موندن ..

 

 

پا به دنياي فرشته ها بذار

رو زمين دنياي بهتر نداري

زخماي روح شكسته تو ببند

وقتي عاشقي و باور نداري

 

دنياي فرشته ها تو خواب توست

تو همون عكساي بي رنگ قديم

پاي اسم پهلووناي بزرگ

زير طاق آسموناي يتيم

 

پا به دنياي فرشته ها بذار

دنياي فرشته ها حقيقته

برا تو كه بوي آسمون مي دي

گم شدن تو زندگي مصيبته

 

برا دلدادگي و رها شدن

يه دل شكسته بيشتر نداري

زير بارون گلوله ها بشين

وقتي عاشقي و سنگر نداري

 

آخرين نشونه ي رسيدني

كه برا هميشه بي نشون مي شي

پا به دنياي فرشته ها بذار

داري همسايه ي آسمون مي شي

شهرِ بي ترانه يِ من...

 

 

 

شهرِ بي ترانه يِ من که درايِ بسته داره

زيرِ سقفايِ قديمي ستونايِ خسته داره

 

شهرِ بي ترانه يِ من خالي از کوهه و دشته

ديواراش بس که بلنده از سرِ دنيا گذشته

 

طاقِ ضَربيا شکسته ، حوضِ کاشيا کبوده

مثِ برجِ مِه گرفته ، سرِ هر مناره دوده

 

خيسِ گريه يِ شبامه ، گُلدونايِ پشتِ شيشه

شهرِ بي ترانه با من ديگه مهربون نمي شه

 

خيلي وقته از تو دورم اي اتاقِ رو به ايوون

حوضِ آبيِ قديمي ، سايه ريزِ بيدِ مجنون

 

اي هوايِ کوچه باغت ، عطر خوابِ ناتمومم

عمريه بي تو هلاکم ، عمريه بي تو حرومم

 

خيلي از تو دورم اما ، هنوزم برام يه رازه

عطر ترمه هايِ کهنه ، بويِ بقچه هايِ تازه

 

کاشکي مي شد از تو ايوون پا رويِ ابرا بذارم

با يه بارونِ بهاري دنيا ر’ تنها بذارم

 

بيا و ستاره يِ من تو شبايِ گُم شدن باش

اي ترانه يِ قديمي عابرِ کوچه يِ من باش

 

عاشقی کن

 

 

حال من دست خودم نیس

يه جا آرووم نمي گيرم

دلم از کسی گرفته

كه مي خوام براش بميرم

 

این روزا بد جوری ساکت

این روزا بد جوری سنگم

همه زندگیمو باختم

پای روزای قشنگم

 

 شب و روز کنار من بود

مث سایه ، نازنینی

تو بگو چه حالی داری

وقتی سایه تو نبینی

 

مث آینه روبرومه

حس  بی تو بودن من

دارم از دست تو می رم

عاشقی کن منو نشکن

 

پای دنیای تو موندم

من عاشق   من آدم

تا صدات بلرزه آخر

تا دلت بگیره کم کم

 

 آخرین ترانه هامو

می خونم با چشمای خیس

عاشقی کن منو نشکن

حال من دست خودم نیس

روزي دو سه

روزي دو سه آن حادثه خواب از سر ما برد

ما را ز کجا ريشه درآورد و کجا برد

 

روزي دو سه گم شد بلم روشن خورشيد

اين کشتي توفان زده را باد و بلا برد

 

روزي دو سه بر پرسش ما مرگ ، تشر زد

رنگ از رخ وحشت زده ي چون و چرا برد

 

بر کتف زمين خورد کلنگي که نهيبش

فواره ي خون تا لب ايوان خدا برد