«یه باغ بارون زده ام»

 

یه باغ بارون زده ام

پُر از گُلایِ اطلسی

چِقَد باید گریه کنم

تا تو به دادم برسی

*

چِقَد نفس تازه کنم

تو پَرپَرِ ترانه ها

چِقَد تو رُ کم بیارم

میون عاشقانه ها

*

چِقَد برام قصه بگن

تا تو به خوابِ من بیای

شب که میاد به دیدن

حالِ خراب من بیای

*

یه عمره بی صدا دلم

پشت درایِ بسته بود

فاصله بین من و تو

فقط دلِ شکسته بود

*

دوسِت دارم از ته دل

دلی که پَرپَر می زنه

دلی که سازِ عشقِتُ

از همه بهتر می زنه

*

دوسِت  دارم حتی اَگه

یه شب به خواب من نیای

عاشقتم مثل همه

حتی اَگه منُ نخوای

*

یه باغ بارون زده ام...

 

يادداشتي در باره سفر سوريه و لبنان

             

دمشق پهن شده بود زير كوه قاسيون در آفتاب خرداد 86. شهري خشك وبي روح در حاشيه يك كوه سنگي و سيماني . ماهان اير با نوار سبز رنگ و بلندش بر باند فرودگاه نشست و صداي هول آور موتورها با صداي نرم مهماندار هواپيما در هم آميخت .خوش آمد و آرزوي همراهي در سفرهاي آتي طبق سنت هواپيمايي ..

 

برای دیدن بقیه به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

قصه

کاشکی چشمای قشنگی که داری

منُ از قصه ها بیرون نمی کرد

دست دنیا رُ تو دستم نمی ذاشت

دلمُ مثل دلت خون نمی کرد

 

اگه حتی نوشدار هم باشه

برا زخم قصه مرهم می رسه

اولش عاشقا دورن ، آخرش

دستاشون به دستای هم می رسه

 

عاشقای قصه تنها می مونن

اما قصه آخرش رسیدنه

اونجا خوشبختیه و عاشقیه

اینجا جون کندنه و دویدنه

 

کاشکی این دفعه ی آخرم باشه

پامُ از قصه ها بیرون می ذارم

آخه من دوست ندارم بهت بگم

برای لمس تنت دوسِت دارم

 

کاشکی این دفعه آخرم باشه

کاشکی این حادثه باورم بیاد

پامُ از قصه ها بیرون بذارم

حقمّه هر چی بگن سرم بیاد

 


با سلام

خانم شیدا

 

با تشکر از یاد آوری شما چون اصل مصرع همان (دلم مثل دلت خون نمی کرد) بود ولی متاسفانه از قلم افتاده بود.

 

با تشکر

  نمي خوام داستان غم انگيز ترانه رو از اونچه درشب شيشه اي گفتم باز تر كنم اما پافشاري بر موازين علمي ترانه بيش از همه نوپا ها و نو آمده ها رو رنجوند پاسخهاي عجولانه با دلايلي ازقبيل ما اردلان و جنتي نيستيم  ما امكانات نداريم سانسور بيداد مي كنه زمان شاه مگه ارشادي هم بود و ...خودت هم مقلدي پاسخ دست دوستي من به سوي ترانه سراهاي آتيه داربود و خواستن صميمانه كه اگه محكم شعر بگيد مي تونيد پشت مميزي رو بشكنيد .نمي دونم چرا ولي اينجور احساس مي كنم كه ترانه خوب تو كشوي بايگاني هيچ مميزي نمي مونه پري رو تاب مستوري ندارد شوراي تصويب ترانه ارشاد به مميزي علمي ترانه ها بسنده كرده و روال جديد در حال تقويت شدنه مگه دستي از غيب برون آيد و كاري بكند اما تو اين جبهه مهاجما بيشترن و بي دانشي عظيمي حكومت مي كنه .

ترانه سراهاي خبره

كاشفاي فروتن معدن كلمات .

اونايي كه رنج عظيمي رو متحمل مي شيد تا بي واسطه اهنگ و صدا ميراث مكتوبي از خودتون بجا بذاريد  .

ترانه مال شماست و شما ده هزار نفر نيستين شما و شاگردهاي مستعدتون در همه كشور صد نفريد مگه چن تا ترانه سرا از دهه چهل و پنجاه مونده. شوراي ترانه گرفتار سيلاب تموم نشدني ابتذال در ترانه ست نميگم نظريه پردازي كنيد جدل با بي دانشي فايده اي نداره اونا دلايل علمي عدول از شعريت ترانه رو نه اينكه قبول نداشته باشند نمي فهمن .واين نفهميدن خط بطلان رو هرچه چون و چراي علميه .

ترانه بايد از ترانه دفاع كنه مدل هاي خوب مي تونه بهترين وسيله براي رهايي از اين وضع باشه . گاهي از ترانه سراهاي خوب مي خونم يا مي شنوم كه بازار  كار ضعيف مي خواد ما هم آبكي گفتيم گور پدر آهنگساز و خواننده و ...و اين تاسف آوره گاهي ترانه سرايي با اصرار و علم به ضعف ترانه فقط به خاطر تسويه حساب مالي با خواننده يا آهنگساز خواهش اغماض و ارفاق داره .

ارفاق تو ارائه يه اثر هنري يعني چه .

 ما چن تا اردلان و جنتي خاموش داريم كه به حكم مميزي لب بستن و اثر هنري ارائه نمي كنن

 

هلا ز پشت يلان هرچه هست اين هاييم

اگر شكسته اگر جمع آخرين هاييم

                          

برآن سريم كه دل ا زفراغ برگيريم

به دست حوصله پرچين باغ بر گيريم*

من هم مث شما زخم مميزي رو تن ترانه هامه اما مشكل اصلي ترانه امروز مميزي نيست بخصوص شوراي علمي ترانه امروز كه اومده اصول علمي ترانه رو حاكم كنه

انصاف بديد كه عدم رعايت مقدمات از هر كسي پذيرفته نيس فريب غوغا سالاري آدمهاي متوسط و ضعيف رو نخوريد . ترانه بايد از ترانه دفاع كنه همين.                                  

برنامه شب شیشه ای

مصاحبه در برنامه شب شیشه ای

برای دیدن مصاحبه روی ادامه مطلب کلیک کنید....

ادامه نوشته