به پرنده ی تنهایی که پشت تریبونها پرپر می زند


 

ما سی مرغیم با اعتماد به تاراج رفته

سی مرغ شتاب زده و مغبون

مقهور عصر دانایی

(خانمها و آقایان   کارت مخصوصی در جیب صندلی جلوی شماست  لطفا آن را مطالعه بفرمایید)

ما سی مرغیم به رفتار ویرانگر تاریخی عادت کرده

سی مرغ در تور دستباف خویش گرفتار

سی مرغ محبوس

(جهت اطلاع شما درهای خروجی عبارتند از دو در در سمت چپ دو در در سمت راست)

ما با دو بال شیدایی و عقلانیت پرواز کردیم در ساعت پنجاه وهفت

شیدایی چنان بر ما غلبه کرد که عقلانیت گریخت در پس پشت جمجمه هایمان

ما سی مرغیم  درحسرت پرواز

(شماره پرواز ما .. . و مسیر پروازما چندین هزار پا از سطح دریا تعیین شده)

سی مرغ مغموم و عاشق

سی مرغ خاموش و مبهوت

به اعتماد کدام تصمیم برخیزیم

با تکیه به کدام عصای اطمینان.

(لطفا کمربندهایتان را ببندید)

 

فرا خوانده می شویم

برای تصاحب بخشی از سرنوشتمان

پاره ای از سهممان

وما بی اعتماد و بی اعتنا

(لطفا به علامت نکشیدن سیگار توجه بفرمایید )

ما سی مرغیم با منقار های خاموش

 چینه دانهای تهی

 بالهای زخمی

نفسهای خسته

(چنانچه در وضع هوای داخل کابین اتفاق ناگهانی رخ دهد یک ماسک اکسیژن ...)

ما سی مرغیم

که صلاحیت پرواز نداریم

با آرامشی عمیق در ققس

(اقامت خوشی را برایتان آرزو می کنیم)

آینه

مث آينه اي شكسته رو زمينم

حالا بهتر مي تونم تو رو ببينم

 

حالا من هزار تا دل هزار تا دستم

حالا من هزار تا آغوشِ ِشكسته م

 

حالا تكرار مي شه چشمات توي چشمام

حالا اندازه ي دنيا تو رو مي خوام

 

حالا چن هزار دليل تازه دارم

كه چشامو از چشات بر نمي دارم

 

حالا هر دقيقه دارم از تو سهمي

تو بايد شكسته باشي تا بفهمي

 

 مث آینه ای شکسته رو زمینم

حالا بهتر می تونم تو رو ببینم

   كجا به تو رسيدم

  كجا به تو رسيدم

كه لحظه ديدني شد

كدوم ترانه خوندم

كه شب شنيدني شد

 

كجا به تو رسيدم

تو اين مسير دشوار

كجا تو رو شنيدم

براي اولين بار

 

كجا به تو رسيدم

كجاي اين صدا ها

كجاي اين دقايق

كجاي اين كجا ها

 

يه تكه ابر تنها

تو باغ آسمونم

نه از تو بي نصيبم

نه از تو بي نشونم

 

به تو رسيدم از آب

به تو رسيدم از سنگ

كجا تو خونه داري

كجاي اين دل تنگ

 

كجا به تو رسيدم

به اين همه تماشا

به لاله هاي خاموش

به ياسهاي زيبا